دوستی دختر و پسر با چه هدفی؟

بحث رابطه دختر و پسر در جامعه ما اکنون و با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی همچنان به عنوان یکی از نیمه های تاریک روابط اجتماعی خودنمایی می کند، موضوعی که اما و اگرها و باید و نبایدهای بی شماری را متوجه سیاستگذاران نموده و از سوی دیگر به وضوح نشان دهنده کلاف سر درگمی است که راه خروج از ابهام در این روابط را ناکام گذاشته است. در این عرصه وجود برخی خط قرمزها در بیان مسایل تا حد زیادی بی دلیل، در رها شدن موضوع به صورت عیب تاثیر داشته است.

با این وجود اشتراک مفهومی عباراتی چون رابطه دختر و پسر، دوست دختر و دوست پسر، روابط عاشقانه و در اصطلاح خیابانی و … مانع از آن است که بخواهیم تفاوتی در ماهیت و کارکرد این عبارات قایل شویم.

یک نیاز طبیعی اما کنترل شده

روان شناسان معتقدند میل و کشش به جنس مخالف و برقراری رابطه با او از نظر فیزیولوژیکی یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنها همچنین می گویند در تمام فرهنگها، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می کنند. تمایلات نفسانی که در صورت تعدیل، نیازهای طبیعی بشر را تأمین کرده و در صورت افسار گسیختگی حیات سالم او را مورد مخاطره قرار می‌دهد، نقش مهمی در این میان بازی می‌کند، از همین رو مهمترین این غریزه‌ها را غریزه جنسی و میل به دوست داشتن و دوست داشته شدن، می توان دانست.

اما باید به این نکته نیز توجه کرد که هر فرهنگی مرزی برای این کشش تعریف کرده است. برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده است و عواقب این آزادیِ ارتباط نیز در آمارهای ارایه شده از افزایش میزان طلاق، فرار کودکان و نوجوانان از خانه، بی بند وباری اخلاقی و … کاملا مشهود است. اما در کشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد.

واقعیت این است که در فرهنگ ایرانی اسلامیِ ما نوع ارتباط میان دختر و پسر از طریق معیارهای دینی و عرفی جامعه، ملاک اهمیت است نه قواعد و روش هایی که از سوی دیگر کشورها و فرهنگ ها قصد غالب شدن، داشته باشد.

ایده پردازی هایی که در حد حرف می مانند

البته کارشناسان و جامعه شناسان بعضا نظراتی پیرامون چگونگی ارتباط میان دختر و پسر ارایه داده اند که گاهی متعارض با عرف و سنت ها است و نگرش های نسبتا جدیدی را شامل می شود. به طور مثال ارایه شعارهایی چون آزادی روابط دختر و پسر و یا مسایلی چون همخانه بودن دختران و پسران فرهنگ خاصی است که در جوامع غربی کاربرد داشته و برای جامعه اسلامی ایران مناسب به نظر نمی رسد.

کارشناسان تربیتی می گویند که وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده سعی می کند چیزهایی را که طی سالهای زندگی از او دریغ شده است با هنجارشکنی به دست آورد.

با این حال ارزیابی های پژوهشگران علوم اجتماعی نشان داده که اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، افراد نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از معضلات رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود.

مثلا" علی غفاری، کارشناس ارشد یکی از مراکز پژوهشی وابسته به وزارت آموزش و پرورش در این خصوص می گوید: در حال حاضر سن بلوغ پسران به 13 سال و در مواردی حتی به کمتر از آن رسیده است و چنانچه در بدبینانه ترین نگاه، سن ازدواج پسران 28 سال محسوب شود، 15 سال فاصله تا فرصت ازدواج می تواند تبعات اجتماعی روانی زیان باری را به همراه داشته باشد.

براساس تحقیقات اینجانب درطول 5 سال کاره حرفه ای درمرکز خدمات پژوهشی ،تحقیقاتی سن مناسب برای ازدواج پسران را 28 سال وسن ازدواج دختران را 20 سال پیشنهاد مینمایم.

حال سوال این است که فاصله موجود را چگونه باید پر کرد؟ آیا صرف یک رابطه قانونی و مطابق عرف می توان این نیازها را پاسخ داد؟

در کشور ما مسلما و با تایید همه جناح های اعتاقدی و سیاسی آزادی روابط دختر و پسر مقبول نیست. در یکی از قدیمی ترین و سنتی ترین حالت پذیرش این رابطه صرفا تحت کنترل و نظارت یکی از اعضای خانواده تا منتج شدن به ازدواج، قابل قبول است. این نگرش اعتقاد دارد که دختر و پسر باید عزم را بر ازدواج بگذارند ولی تا آن زمان با اطلاع خانواده ها و به شکلی کنترل شده با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

یکی از راههای مشروعیت بخشیدن به روابط دختر و پسر جاری شدن خطبه عقد تحت نظارت خانواده ها است که در هر دو مورد والدین با ایفای نقش پررنگ تلاش می کنند جریان این رابطه را مدیریت کنند. در غیر اینصورت پیامدهای ناخواسته ای چون براداری های ناخواسته یا بیماری های مقاربتی، ضایعات جبران ناپذیری را به بار می آورد. به هر ترتیب باید این نگاه ظریف حامیانه والدین را ارج نهاد که با نگاهی به آینده نگران وضعیت فرزندان خود هستند اما…

رابطه جنس ها؛ اسلام چه می گوید؟

از دیدگاه اسلام، ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب و عفاف در عرصه های علمی و مشارکت های اجتماعی قابل قبول است و شارع مقدس آن را نفی نمی کند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز تکامل فکری، معنوی و عقلی هم بشود.

البته روش اسلام، مخالفت با اختلاط دختر و پسر است نه مخالفت با شرکت دختر و پسر در مجامع عمومى و علمى با حفظ حریم. اسلام افراد اجتماع را به روش صحیح زندگى فرامى‏خواند و در مقرّرات خود، همه جنبه‏هاى نیاز دختر و پسر را در نظر مى‏گیرد تا به حفظ حریم و کرامت و عفاف از سوی افراد بیانجامد.

جوانان؛ سنت و مدرنیته!

برخى از سنّت‏ها و آداب اجتماعى که جوانان را از اجتماعى‏شدن و ارتقاى شخصیت علمى – فرهنگى باز داشته اند گاهی متعارض با دین و منطق است اما گاهی کنار گذاشتن تمامى سنّت‏ها و پذیرش بى‏قید و شرط روابط لجام گسیخته هرگز نمی تواند به عنوان یک راه حل نهایی به امنیت فکری دختر و پسر منجر شود.

“منصوره.م” که خود یکی از قربانیان دوستی های خیابانی است به واقعه تلخ دوستی با پسرها اشاره کرده و می گوید: در حال حاضر تمام هم و غم من، ازدواج و سرو سامان گرفتن است اما هیچ پسری تاکنون در خلال ارتباط، حاضر به ازدواج با من نشده است.

وی به آسیب های ناشی از برقراری ارتباط در قالب دوستی با پسران مثل بیماری های آمیزشی اشاره کرده و حتی یادآور می شود که بعضا این بیماری را به دیگر پسرها نیز منتقل کرده است…

آسیب های یاد شده حاصل مکانیزم رابطه آزاد و کنترل نشده فارغ از نظارت خانواده است. بنابر این به جرات می توان افزایش روز افزون تعداد جوانانی که امروز و در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند را تحت تاثیر این نوع تفکرات دانست. تفکری که برخاسته از یک بی قیدی نسبت به دین و آموزه های نجات بخش دینی است؛ وگرنه بی بند وباری رابطه ای را هیچ دختر و پسری ولو از نوع بی قیدش(!) نمی پسندد؛ این همان دامی است که با ورود به حوزه ارتباطات بی قید و بند حاصل می شود…

بر طبق یک نظرسنجی انجام شده (که منابعش نزد برنا موجود است) از دختر ها و پسر ها درباره نحوه آشنایی، میزان تمایل به رابطه دوستی، مکان دوست یابی و اطلاع والدین؛ 61 درصد پسر ها گفته اند که روابط با دوستان دختر خود را به شکل مقطعی ادامه می دهند(!) 50 درصد دخترها نیز به قطع ارتباط در صورت احساس بازیچه بودن از سوی پسرها ابراز تمایل کرده اند.

درباره مکان دوست یابی 59 درصد پسرها پارک و مراکز تفریحی، 31 درصد مراکز آموزشی، 2 درصد خیابان، 6 درصد هر کجا که ممکن باشد و بقیه اظهار نظر نکرده اند.

درباره اطلاع والدین از دوستی ها 81 درصد دختر ها گفته اند که به دور از چشم والدین با پسرها ارتباط دارند، 10 درصد گفته اند که مادرانشان مطلع هستند، 3 درصد به اطلاع کامل والدین اشاره کرده اند و 6 درصد بقیه در این باره اظهار نظر نکرده اند.

کارشناسان معتقدند پیامد سنجی از این روابط می تواند پاسخ قانع کننده ای به طرفداران آزادی رابطه باشد اما راه حل این معضل، آسان، کلیشه ای و ساده است: رابطه سازنده و در چارچوب که سطح آن قابل تعریف باشد، قابل تایید است.

برآوردهای جامعه شناسی در کشور حاکی از عمیق تر شدن روز به روز فاصله بلوغ تا سن ازدواج است. زندگی های پست مدرن شهری، مدزدگی افراطی، دسترسی به هر نوع اطلاعات در اسرع وقت با کمترین هزینه و حتی تغییر عادات غذایی و اقبال مردم به fastfood این پیامد را به همراه داشته که فرزندان دچار جهش های ژنتیکی و بلوغ زودرس شوند. اما تحقیقات غیر رسمی در ایران نشان می دهد که بیشتر دخترها قصدشان از دوستی با پسرها ارضاء نیازهای عاطفی، احساسی و پرکردن تنهایی است و برعکس انگیزه این ارتباط گیری در اکثریت قریب به اتفاق پسرها کامجویی و سوء استفاده بوده که با فرآیند موسوم به “مخ زنی” و دادن وعده ازدواج انجام گرفته است.

بیشترین تعداد دختران آسیب دیده ای که در ارتباط با پسرها دچار آسیب شده اند گفته اند که دوست پسرهایشان به آنها وعده ازدواج داده اند! در اینگونه موارد پسرها به این استدلال متوسل می شوند که وقتی قرار است برای همیشه باهم زندگی کنیم چه منعی در ارتباط جنسی وجود دارد.

اما “ج.عمیدی” پسر 22 ساله ای است که نظری متفاوت دارد. وی می گوید: هیچ وقت دیگر دلم نمی خواهد با دخترها دوست شوم چون از وقتی که سمیه – اولین دوستم- را در پارک دیدم و مدتی با او دوست بودم جز اینکه در پاساژها و مغازه ها بگردیم و من مجبور باشم هر دفعه که با هم بیرون می رویم برایش کلی لباس و چیزهای دیگر بخرم، توبه کرده ام که با دختر دیگری دوست نشوم.

وی می گوید: در حالی که قصدم از دوستی با او، ازدواج بود و در این مدت هم بسیار به او علاقه مند شده بودم که متاسفانه به ازدواج منجر نشد چون بعدها فهمیدم او مرا سرکار گذاشته و از اول هم به من علاقه ای نداشته است.

عمیدی معتقد است: همین مساله باعث شد آسیب زیادی ببینم. چون خانواده ام هم از اول معتقد بود که این دوستی به ازدواج منجر نمی شود و دائم می گفتند که این دختر تو را دوست ندارد و فقط به دنبال ثروت توست اما من به حرف های آن ها گوش نمی دادم و الان هم سرزنشم می کنند.

دوستی میان دختر و پسر در صورتی که با ناآگاهی و بدون توجه به ملاک ها و معیارهای صحیح انجام شود بیشتر از آنکه بتواند نیاز عاطفی افراد را ارضا کند منجر به رسوایی و پشیمانی می شود.

“مرجان.ر” دانشجو در این باره می گوید: اطلاع رسانی و آگاهی دهی خانواده ها و رسانه ها می تواند بازار دوستی هایی که منجر به فاجعه شود را کساد کند.

وی می افزاید: امروزه دیگر کمتر دختری با اولین دوستی با یک پسر، حاضر به برقراری رابطه جنسی می شود چرا که دختران با ترفندهای پسرانه ای چون وعده ازدواج آشنایی کامل پیدا کرده اند و بنابراین برای پسران راه بسیار سختی برای سوء استفاده از دختران وجود دارد.

تفاوت ایران با غرب

البته دانشجویان را نمی توان از گروه جوانانی که مجذوب ارتباط با جنس مخالف هستند، مبرا دانست. در پژوهشی که توسط سازمان ملی جوانان و اساتید دانشگاهی صورت گرفته نقش خانواده در نگرش دانشجویان نسبت به معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج با رویکرد کمی و با استفاده از روش پیمایشی از میان 398 نفر از دانشجویان به عنوان گروه نمونه، مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج این پژوهش حاکی از آن است که خانواده دانشجویان در مقایسه با خود دانشجویان نگرش منفی تری به این گونه معاشرت ها داشته اند. آنچه بطور کلی می توان نتایج حاصله از این مطالعه استنباط کرد اینکه پدیده معاشرت و دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج در بین جوانان به خصوص دانشجویان یک واقعیت اجتماعی نوظهور است. به نظر می رسد در حوزه روابط بین دختر و پسر در جامعه به خصوص در بین جوانان تغییرات نگرشی و ارزشی رخ داده یا در حال شکل گیری است. جوانان جهت گیری نگرشی و ارزشی متفاوتی به نسبت بزرگسالان و خانواده های خود دارند که این امر گویای یک شکاف نسلی است.

نگرش مقایسه ای روابط دختر و پسر در ایران و غرب از برخی مولفه های نسبتا مشترک در گرایش سنجی از آن ها حکایت دارد. با اینکه در غرب همزیستی موقت بین دختر و پسر از نظر عرفی پذیرفته شده و آنها ممکن است حتی سالهای سال در کنار یکدیگر زندگی کرده بدون آنکه ازدواج کنند با این حال نمی توان تبعات ناگوار جدایی های بوجود آمده پس از متارکه را منکر شد.

دکتر اسحاقی، معاون تحقیقات و مطالعات سازمان ملی جوانان معتقد است که رابطه دختر و پسر را خداوند سهل گرفته ولی اتخاذ تصمیم در این باره و توجه به پیامدهایی که دارد، در ایران دشوار است.

وی به این واقعیت اشاره می کند که اتخاذ یک تصمیم اجتماعی مثل آزاد گذاشتن رابطه دختر و پسر به این دلیل که عواقبی در پی دارد باید با پیامد سنجی های لازم همراه باشد. اسحاقی خاطر نشان می کند که رابطه دختر و پسر در غرب در حد دوستی هایی است که کمتر به رابطه جنسی نمی انجامد.

وی به نظر سنجی صورت گرفته در سال 1978 و 1982در دانشگاه فلوریدای آمریکا اشاره می کند که درباره ارتباط با جنس مخالف انجام گرفت. در این نظر سنجی از دختران سوال شده بود که در ارتباط با یک پسر مایل به کدامیک از سه گزینه قدم زدن، رفتن به آپارتمان یا رابطه جنسی هستند. نتیجه نظر سنجی حاکی از آن بود که 50 درصد دختران قدم زدن و 50 درصد بقیه رفتن به آپارتمان برای گپ زدن را ترجیح دادند در حالی که تمایل به ایجاد رابطه جنسی صفر بود. (البته این نظرسنجی مربوط به 25 سال قبل است!)

دکتر اسحاقی خاطر نشان می کند که در حال حاضر نیز وضعیت روابط دوستانه دختر و پسر در غرب به همین منوال است و ارزیابی ها نشان می دهد که 75 درصد دختران ارضای نیازهای عاطفی را در روابط مد نظر دارند و برعکس 75 درصد پسرها خواهان برقراری رابطه جنسی هستند.

تحقیقات همچنین نشان می دهد که هم در ایران و هم در غرب دخترها کمترین تمایلی را به برقراری رابطه از نوع سوم دارند اما در بیشتر مواقع به خاطر وابستگی عاطفی و جدا نشدن از دوستشان به ناچار تن به رابطه حاد می دهند. معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان همچنین می گوید که تمایل دخترها به ازدواج بیشتر از پسرها است و پسرها بیشتر مایل به تداوم رابطه دوستی هستند.

اسحاقی راهکار اجتناب از پیامدهای وخیم رابطه حاد دختر و پسر را در ترویج نامزدی های شرعی می داند و می گوید: بهتر است دختر و پسر به حداقل ارتباط یعنی فقط رفتن به محیط سالم اکتفا کرده نگاه غیر جنسیتی به یکدیگر داشته باشند که گرچه پذیرش این امر سخت است اما حل این مساله در چارچوب نظارت والدین و با ترویج نامزدی های شرعی امکان پذیر است.

چرا کاری نمی کنیم؟

به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز ایران وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست زمینه مناسبی برای این مسخ شدن می باشد و متاسفانه این مساله در همه لایه های سنی و شخصیتی تا حدودی رسوخ کرده است.

از آنجا که نهاد خانواده به عنوان یکی از مکانیسم های اساسی جامعه پذیری و انتقال ارزش ها و نگرش های جامعه به نسل های متفاوت به یکدیگر معرفی شده است بنابراین نقش خانواده در انتقال فرهنگ ها اهمیت وافری می یابد در حالی که امروزه اغلب خانواده ها در گیرو دار زندگی پرتلاطم خویش نقش کلیدی انتقال آموزه های فرهنگی، سنتی و دینی خود را به فراموشی سپرده اند، تا جایی که می توان ادعا کرد در هیچ مقطع تاریخی ارزش ها و نگرش های افراد و گروه های اجتماعی در درون جوامع به سرعتی که امروزه در حال تغییر است، دچار دگرگونی نبوده است. همراه با دگرگونی های وسیع محیطی و ساختاری، نظام ارزشی جوامع نیز هرچند با تاخیر به آن واکنش نشان می دهد و دچار دگرگونی می شود.

پدیده دوست یابی جنس مخالف در ایران برای مقاطعی قبل از انقلاب و به صورت محدود در شهرهای بزرگ و بین اقشار خاص در عرصه های فرهنگی و اجتماعی مواردی دیده شد ولی با شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران و تاکید بر احکام و ارزش های دینی و مذهبی چنین روابطی هم نفی شد. در سال های اخیر همراه با بالا رفتن سطح تحصیلات، حضور زنان و دختران در عرصه های اجتماعی، گسترش کمی و کیفی وسایل ارتباط جمعی و آشنایی جوانان با ارزش های غربی، این پدیده به شکلی نو ظهور و از بطن روابط بین شخصی جوانان در جامعه باز تولید شده است. فرا گیری این پدیده در میان اکثر جوانان فارغ از چارچوب بندی های متعارف عرفی و دینی ناشی از رواج فرهنگ فردیت و استقلال محوری بوده و تا حدی امنیت خانواده ها را از بابت کنترل و هدایت رفتار های فرزندان آسیب پذیر کرده است.

آیا نهادهای مسئول در حوزه جوان نباید با اقدامی عملی، ایده ها و نظرات خود را از روی کاغذ به فعل و عمل برسانند و ماجرای تلخ و دنباله دار ازدواج سهل را به جد پیگیری کنند؟ آیا نباید در مدارس و محیط های فرهنگی – ورزشی آموزش های متناسب با نیاز جوان به ایشان داده شود تا در دام روابط خیابانی گرفتار نشوند؟ آیا نباید نظام سلامت کشور برای آموزش هایی جدی به جوانان کمر همت ببندد؟ آیا وجود محیط های آموزشی مختلط و همچنین فضای مجازی، نباید برای یک حرکت نظام مند و آگاهی بخشی اصولی بسیج شود؟ آیا نباید دختران و پسران در محیط خانواده به یک بالندگی فردی برسند تا با کوچکترین و خفیف ترین اظهار علاقه ای، خود را نبازند؟ … و هزاران سوال دیگر که بی پاسخ گذاشتن آنها و یا پاسخ های کلیشه ای و غیر کاربردی تنها و تنها به ترویج چنین روابط غیر معقولی دامن می زند؛ روابطی که هم در نظر کارشناسان و هم در نظام آموزه های دینی منفور است. روابطی که متاسفانه در سالهای اخیر با برخی نگاه های صرفا تبلیغاتی به یک امر “عادی” تبدیل شده است و…

منبع: http://ravanbone.blogsky.com/1390/03/07/post-37

/ 0 نظر / 53 بازدید