پرسش و پاسخ،مشاوره مسائل اجتماعی2

    1- جهالت؛ یعنى، اعتقاد قلبى شخص به این که عمل او خیر و صلاح است، در حالى که در واقع چنین نیست.

    2- وسوسه‏هاى شیطانى، پیروى از هواى نفس و شهوات.

    3- پیروى از غضب و انتقام‏جویى.

    4- دوستى دنیا و دنیاطلبى.

    حال با توجه به تعریفى که از اعتماد به نفس و غرور مطرح شد به نظر مى‏رسد که اعتماد به نفس و غرور دو مقوله متفاوت و جدا از هم مى‏باشد چرا که ممکن است فردى مغرور باشد ولى اصلاً اعتماد به نفس نداشته باشد و همین‏طور به عکس، اگر آن فرد داراى اعتماد به نفس،پس از ارزیابى‏ها و قابلیت‏هاى خود، آنها را فضل و رحمتى از جانب خدا بداند و عامل اساسى آن را به خدا نسبت دهد در این صورت دیگر هواى نفسى باقى نمى‏ماند تا دچار غرور شود. بنابراین، مى‏توان گفت، آن احساس بزرگى که چه بسا اطمینان و آرامش در افراد مغرور ایجادمى‏نماید که یک اطمینان و آرامش غیرطبیعى و نابهنجار است که در نهایت ممکن است افراد مغرور و فریب‏خورده را به هلاکت و نابودى بکشاند. به همین خاطر، مشاهده مى‏شود که غرور در قرآن و روایات به شدت مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است .

«هورناى» نظریه پرداز معروف، اعتماد به نفس بدلى را همان غرور ناسالم مى‏داند. کسى که اعتماد به نفس حقیقى دارد، پس از شناخت صحیح از خود، به پرورش قوه‏ها و استعدادهایش مى‏پردازد، در حالى که مغرور، زیر پایش خالى است، یعنى جهل مرکب و در واقع تصور غلط از توانایى‏هاى خود دارد، پس هرگز قوه‏هایش به فعلیت نمى‏رسد.

کسى که اعتماد به نفس دارد، مشکلات و سختى‏ها را درک مى‏کند و به حل آن‏ها مى‏پردازد و برخورد منطقى با مشکلات دارد، در حالى که مغرور، به دلیل سهل انگاشتن دشوارى‏ها و تکیه بر انرژى خیالى خود، آسیب‏پذیر و حساس و شکننده است. مغرور، از نارسایى‏هاى وجود خود بى اطلاع است، از این رو هیچ گاه درصدد جبران نارسایى‏ها و بهبود نقایص خود برنمى‏آید، اما شخصى که اعتماد به نفس دارد، از نقاط ضعف خود آگاه است و جهت رفع آن تلاش مى‏کند.

پى نوشت‏ها:

1 - محمد معین، فرهنگ فارسى، ج‏2، ص 2406.

پرسش11:

انسان در زندگى تا چه مقدار باید امید داشته باشد؟ آیا امید در فکر و خیال آدمى مى‏تواند عاملى براى صعود به زندگى آینده و پیشرفت انسان باشد؟

پاسخ:

امید نقش مهمى در زندگى و پیشرفت در جنبه‏ هاى مادى و معنوى بشر دارد.

اگر امید و آرزو از انسان گرفته شود، انگیزه‏اى براى ادامه حیات نخواهد داشت.

در حدیثى از حضرت مسیح مى‏خوانیم: در جایى نشسته بود و پیر مردى را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است. حضرت مسیح(ع) به پیشگاه خدا عرضه داشت:

خدایا! امید و آرزو را از او بگیر. ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید.

کمى بعد حضرت مسیح(ع) عرضه داشت:

بار الها! امید و آرزو را به او برگردان! مشاهده کرد پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح(ع) از او سؤال کرد: من دو حال مختلف از تو دیدم. یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى، اما در مرحله دوم برخاستى و مشغول به کار شدى!

پیرمرد در جواب گفت: در مرتبه اوّل فکر کردم پیر و ناتوان شده‏ام، چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم، ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد از کجا معلوم که سال‏هاى زیادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، باید براى خود و خانواده‏اش تلاش کند، از این رو برخاستم و بیل را گرفتن و مشغول کار شدم.»(1)

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «امید و آرزو، براى امت من رحمت است. اگر امید نبود، هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى‏داد و هیچ باغبانى نهالى نمى‏کاشت».(2)

در مورد حد و اندازه امید توجه به نکات زیر ضرورى است.

1- امید باید به اندازه‏اى باشد که به ارزوهاى دراز منجر نشود. امیرمؤمنان(ع) فرمود: «از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمت‏هاى الهى را از نظر شما مى‏برد و آن‏ها را نزد شما کوچک مى‏کند و به کمى شکر فرا مى‏خواند».(3)

2- امید همراه با حرکت و عمل ثمره مى‏دهد. هرگز نباید به بهانه امید، انجام امور را به آینده موکول نماییم و زمان حال را رها کنیم، یعنى نباید «حال موجود را فداى «آینده نیامده» کنیم. نگاه امیدوارانه با تلاش و فعالیّت توأم است، در حالى که کارها را به آینده واگذار کردن، رخوت و سستى به دنبال دارد.

3- در امید به خدا زیاده روى صورت نگیرد که افراط در امید، موجب احساس ایمنى از مکر الهى مى‏گردد. انبیا و اولیا و اولیا الهى در عین حال که امید داشتند، از عذاب خدا نیز بیمناک بودند و خود را بین خوف و رجاء نگه مى‏داشتند.

پس امیدى مطلوب است که واقع بینانه و صادق و توأم با عمل و همراه با خوف باشد.

پى نوشت‏ها:

1. بحارالانوار، ج 14، ص 329.

2. همان، ج 74، ص 173.

3. غررالحکم، ج 5، ص 438.

پرسش12:

حرف‌های اطرافیان مرا دیوانه می‌کند، به طوری مجبور می‌شوم گریه کنم، مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:

انتقادهای نابجای دیگران، ناشی از حسادت، جهل، ناتوانی و ... است.

آموزه های دینی برخورد مؤمنان نسبت به ملامت ها و سرزنش های مردم را مشخص کرده است. این انتظار که همة مردم از کار ما راضی باشند، منطقی نیست.

پیامبران و اولیای الهی نیز همواره با این گونه برخوردها مواجه بوده اند. امام صادق(ع) به «علقمه» که از تهمت زدن مردم ناراحت شده بود فرمود: «مردم را نمی توان راضی نگه داشت و جلو زبان آنان را نمی توان گرفت. شما انتظاری دارید که برای پیامبران خدا نیز انجام نشده است. مگر یوسف را متهم نکردندکه قصد زنا داشته است؟

مگر مردم نگفتند: بیماری ایوب کیفر گناهانش می باشد؟ مگر به موسی اتهام دیگری نبستند؟ مگر تمام پیامبران را جادوگر و دنیا دوست نخواندند؟ مگر نگفتند: مریم از راه نامشروع باردار شده است؟ مگر محمد(ص) را شاعر و مجنون نخواندند؟».(1)

قرآن کریم نترسیدن و توجه نکردن به انتقاداتِ بی جا را از صفات نیک کسانی می شمارد که در راه خدا تلاش و مجاهدت می کنند.(2)

یکی از روانشناسان می گوید: «اگر می خواهید از انتقاد بی جا، نگران نشوید، به خاطر داشته باشید که انتقاد بی جا و ظالمانه، خود یک نوع تعریف و تحسین در لباس مبدّل است. فراموش نکنید کسی به سگ مرده لگد نمی زند».(3)

آن چه مهم است، گام نهادن در مسیر سعادت و عمل به وظیفه و کسب رضایت پروردگار است. اگر ما حجاب را به عنوان یک ارزش تلقی کردیم، باید با قاطعیت از آن دفاع کنیم و تحت تأثیر حرف دیگران قرار نگیریم. راه مقابله با قضاوت های سطحی دیگران، بی توجهی و بی اعتنایی به حرکات زشت و جاهلانه است. قرآن مجید یکی از اوصاف پارسایان را بی اعتنایی توأم با بزرگواری می داند و می فرماید: «بندگان خاص خدا کسانی هستند که وقتی جاهلان آنان را خطاب می کنند و به سخنان زشت می پرازند، در پاسخ سلام می گویند».(4) این سلام ناشی از ضعف و درماندگی نیست، بلکه وداع گفتن با سخنان بی منطق آنان و حفظ کرامت و بزرگواری خویش است. امام علی(ع) می فرماید: « با نادیده گرفتن چیزهای کوچک، خود را بزرگ کنید و بر قدر و منزلتتان بیفزایید».(5) با این روش دیگر انسان احساس حقارت نمی کند، بلکه در دیگران تأثیر می گذارد.

خواهر گرامی، موضوعی که نوشته اید، مخصوص این زمان نیست. همیشه افرادی بوده اند که اهل حق را با زبان اذیت کرده اند. قبل از انقلاب، افراد مذهبی از این مسئله رنج می بردند. پس از انقلاب نیز در زمان جنگ عده ای کنار گود نشسته و رزمندگان را ملامت می کردند، ولی کسی که به درستی و حقیقت کار خود اطمینان دارد، از کوره در نمی رود و هزینة باورهای خود را می پردازد که یکی از آن ها شنیدن سخنان ناروا است.

گفتار و کردار دیگران نباید مبنای تصمیم گیری ما باشد. اعتماد به نفس و استقلال فکر می تواند از نگرانی ها پیشگیری نماید. امام کاظم(ع) بر این امر تأکید کرد و خطاب به هشام فرمود: «اگر گردویی داشته باشی و دیگران به تو گویند: چه گوهری داری، وقتی خودت می دانی آن چه در دستت است گردو است، نباید این سخن در تو اثر داشته باشد. اگر گوهری در دست داشته باشی و به تو بگویند: این گردوها را از کجا آورده ای، نباید ترتیب اثر دهی. این سخن نباید به تو آسیب رساند، در حالی که می دانی گوهر در اختیار داری».(6)

پیشوایان دین به ما آموخته اند که پیرو جوّ و متأثر از افکار عمومی نباشیم و بر پایه خِرَد ورزی و مصلحت اندیشی گام برداریم. امام علی(ع) می فرماید: «در راه هدایت به خاطر کمی افراد وحشت نکنید».(7) بنابراین به جای احساس ضعف و حقارت، از مبانی دینی خود با قاطعیت دفاع کنید و از قضاوت و نگاه تحقیر آمیز دیگران، ترسی به خود راه ندهید که خداوند با نیکوکاران است. اگر کسی به اشتباه به شما توهین کرد، با پاسخ دندان شکن او را برای همیشه پشیمان کنید. مطمئن باشید که دیگر تکرار نخواهد شد. دوری از اجتماع، راه حل مناسب برای مقابله با مشکلات نیست بلکه صورت مسئله را پاک کردن است.

پی نوشت ها:

1. سفینة‌البحار، ج 2، ص 511، ماده لسن.

2. مائده (5) آیة 54.

3. دیل کارنگی، آیین زندگی، ص 201.

4. فرقان (25) آیة 63.

5. تحف العقول، ص 224.

6. بحارالانوار، ج 1، ص 136.

7. نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 201

 

 

 

پرسش13:

چرا بدحجابی در کشور ما از بین نمی رود؟

پاسخ:

مسأله بدحجابى از معضلات کنونى جامعه ماست. این گونه رفتار ریشه در حدود نیم قرن حکومت سلسله منحوس پهلوى و نیز تبلیغات غرب دارد. از گذشته‏ها و ریشه تاریخى مسأله که بگذریم، متأسفانه خودباختگى در برابر غرب، و تقلید کورکورانه از آنها و شهوت‏پرستى مجموعاً وضعیت نامطلوبی را در جامعه ایجاد کرده است. البته وضعیت عمومى جامعه ما از نظر حجاب و حفظ عفت نسبت به کشورهاى دیگر اسلامى بهتر است . ولى در اثر تبلیغات سنگین غرب به وسیله محصولات فرهنگى مانند فیلم‏ها و مجلات نوعى تمایل به آن گونه رفتارها در سطوحى از جامعه مشاهده مى‏گردد که باید از دو طریق به اصلاح آن اقدام کرد:

الف) کار بنیادى فرهنگى که نتایج آن در دهه‏هاى بعد ظاهر گردد.

ب) کار قانونى و کنترل رفتار فیزیکى.

هر یک از این دو مقوله بدون همراهى دیگرى مفید فایده نخواهد بود و نهایتاً منجر به شکست و تأثیر وارونه خواهد شد. در زمینه‏هاى فوق اقدامات فراوانى از سوى دولت و مسئولین صورت گرفته است، ولى به دلیل تراکم تبلیغات خنثى کننده از سوى غرب، آثار آن به طور کامل بروز نکرده است. امید است با برنامه‏ریزى‏هاى دقیق و حساب شده فرهنگى و قانونى در آینده موفقیت‏هاى بیشترى در این زمینه حاصل گردد

مسئله بى حجابى یا بدحجابى یک مسئله فرهنگى است و برخورد با آن بیش از آن که مربوط به نیروى انتظامى باشد، بر عهده مسئولان فرهنگى و اصلاح فرهنگ عمومى جامعه است.

هم چنین برخورد با پدیده شوم بى حجابى، وظیفه آحاد جامعه در راستاى عمل کردن به امر به معروف و نهى از منکر است. البته در کشور ما افراد خاصى مانند دایره مبارزه با منکرات نیروى انتظامى در این باره مسئولیت ویژه دارند که طبق قانون باید به این موضوع بپردازند، ولى از آن جا که به دلیل تهاجم فرهنگى دشمن و عوامل خانوادگى و اجتماعى دیگر، این مسئله شیوع پیدا کرده، برخورد فیزیکى نمى‏تواند جوابگو باشد. از طرفى بعضى معتقدند به جاى مبارزه با معلول باید با علت‏ها مبارزه کرد. از این رو اگر مى‏خواهیم در جامعه شاهد بدحجابى نباشیم، باید آموزش در خانواده و مدارس را جدى بگیریم و حجاب را به عنوان یک فرهنگ در آوریم. البته براى حفظ عفت عمومى، نمى‏توان از وظیفه امر به معروف و نهى از منکر غافل بود. اگر از ناحیه نیروى انتظامى، غفلت یا قصورى مى‏بینید، باید به مقامات مسئول گزارش دهید. قطعاً پیگیرى و مطالبه مردم اثر خود را خواهد گذاشت.

. آنچه که مربوط به شما مى‏شود در صورتى که شرائط براى امر به معروف و نهى از منکر مهیّا است لازم است نهى از منکر نمائید در صورتى که احتمال تأثیر نمى‏دهید بر شما چیزى نیست. در عین حال گاهى اوقات افراد اطلاع و شناخت کافى از اهمیت حجاب و آثار مثبت آن ندارند و از طرف دیگر عوارض سوء بدحجابى را نمى‏دانند بنابراین نسبت به این‏گونه افراد باید پنهانى و با زبان مناسب و ایجاد ارتباط عاطفى به روشنگرى پرداخت چه بسا با همین تذکرات پنهانى خود را اصلاح کنند ولى اگر علنا و بدون پرده تذکر داده شود بیشتر جرى‏تر مى‏شوند.

مطمئن باشید اگر چندین نفر و به طور مکرر با این افراد برخورد اخلاقى مناسب صورت گیرد ، تحت تأثیر قرار گرفته و خود را اصلاح خواهند کرد. آرى در صورتى که فردى مى‏خواهد در یک جمع و فضاى خصوص از روى عمد و قصد مى‏خواهد با برخى رفتارهاى زشت و ضد اخلاقى، به مقدسات و ارزش‏هاى اخلاقى و باورهاى دینى مردم دهن کجى کند باید به طور علنى به او هشدار داد. ولى این گونه موارد بسیار کم اتفاق مى‏افتد. پس چه بهتر است با افراد جاهلى که اطلاع کافى در این زمینه ندارند با احترام و سعه صدر لازم به روشنگرى پرداخت و به طور خصوصى و انفرادى مسائل قابل طرح را گوشزد نمود.

البته نباید غفلت شود اخلاق کارگزاران و عملکرد آنان تأثیر مثبت یا منفی در رفتار اجتماعی شهروندان دارد چنانکه فساد سیاسی، اداری و اقتصادی مردم به ویژه جوانان را مأیوس ساخته، از شادابی، نشاط و معنویت باز می دارد و طبیعی است که باعث بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی همین سرخوردگی های اجتماعی است و امر به معروف و نهی از منکر به طور ریشه ای باید ضمن آن که در خصوص بد حجابی یا ناحجابی مطرح می شود قبل از آن باید نسبت به ریشه های پیدایش آن صورت گیرد.

پرسش14:

با وجود این که متأسفانه بعضی از جوان ها از اسلام روی گردان شده اند، چگونه با آن ها رفتار کنیم که از مذهب زده نشوند و پایبند نماز شوند؟

‌پاسخ:

‌ در برخورد با جوانان نباید همه کارهایی را که از آنان سرمی‌زند و بزرگ‌ترها نمی‌پسندند، زشت بدانیم‌و با آنان مانند جنایتکاران و گناهکاران برخورد کنیم و آنان را بی‌دین بدانیم، چون بسیارى از کارهاى آنها نشانه بی‌دینى نیست ، ولی ما تصور صحیحی از آنها نداریم. اگر کارهاى خلافى از آنان سر می‌زند، می توانیم با روشى صحیح و منطقى و با اخلاقى نیکو‌ برخوردى صحیح و عاقلانه داشته باشیم  تا از دین و معنویت زده نشوند. ‌نقش خانواده‌ها در گرایش‌های مذهبى و غیر مذهبى جوانان بسیار است، بلکه اساس و زیربنای‌ساختار رفتارى فرزندان، در خانواده‌ها شکل می‌گیرد. از این جهت در آیات و روایات نسبت به فرزندان و تربیت‌آنان سفارش‌هاى فراوانى به پدران و مادران شده و بر تربیت صحیح آنان تأکید شده است. رفتارها و اخلاق‌پدران و مادران تأثیر مثبت یا منفى بر فرزندان دارد. اگر پدر و مادرى گرایش مذهبى نداشته باشند، در این که با‌فرزندان آنان چگونه باید برخورد شود تا عشق به مذهب در دل آنان شعله‌ور شود و به سوى حق و عدل تمایل‌پیدا کنند، شاید کارى بسیار مشکل باشد و ظرافت خاصى لازم دارد.

برای جذب جوانان به عنوان پدر و مادر لازم است:

1 ـ اخلاق و رفتار شما عاقلانه و صحیح باشد. کج فکری، کوتاه بینى و کج خُلقى بازدارندگى دارد و از‌تاثیر گفتارها و نصایح شما می‌کاهد.

2 ـ شما باید برای  جوان جذابیت  داشته باشید تا سخنان و رفتار شما براى او مؤثر و الگو باشد.

3 ـ استفاده از آیات قرآن و احادیث مناسب و نقل روش و سیره پیامبر (ص)  و امیرالمؤمنین (ع) و بزرگان اگر به‌طور صحیح انجام شود، تأثیر بسیارى در جذب آنان دارد. امام رضا(ع) فرمود: ‌انّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لإ‌تتبعونا؛(1) اگر مردم  زیبایی‌هاى کلام ما را بدانند، از ما پیروى می‌کنند.»

‌شخصى به نام خیثمه می‌گوید: بر امام باقر(ع) وارد شدم. حضرت فرمود: «‌اى خیثمه! شیعیان ما محبّت در‌دلشان افکنده می‌شود و آنان ما را دوست دارند، در حالى که ما را ندیده و کلام ما را نشنیده‌اند. اگر آنان ما را‌ببینند و کلام ما را بشنوند، بر هدایت آنان افزوده می‌شود». (2)

‌از امام رضا(ع) نقل شده است: «‌تقوا و ورع را مراعات کنید. امانت‌دار و راستگو باشید. نسبت به همسایه‌ها‌خوشرفتار باشید. این‌ها چیزهایى است که محمد(ص) بدان‌ها سفارش کرده است. در بین مردم نماز را برپا کنید‌و به دیدار خویشان خود بروید و به عیادت مریضان بروید. در تشییع جنازه‌ها شرکت کنید. زینت ما باشید و‌باعث زشتی  و وهن ما نباشید. ما را پیش چشم مردم، بد جلوه ندهید و باعث نشوید که مردم به ما بدبین‌شوند».(3)

‌حُسن خلق و رفتار زیبا نقش مؤثرى در جذب دیگران مخصوصاً جوانان دارد و آنان را به اسلام و رفتار‌اسلامى جذب می‌کند.

‌معاشرت با خانواده‌هاى مذهبى به خصوص معاشرت با خوبان بسیار مؤثر است.

در صورتی که نوع برخورد با جوانان را برای جذب به باورهای دینی و واجبات و تکالیف ، از زاویه فریضه دینی امر به معروف نگاه کنیم، در پاسخ می گوییم:

امر به معروف و نهى از منکر مسئولیت بزرگى است که باید با ظرافت خاص انجام گیرد. طبیعى است که اگر این فریضة الهى به طور شایسته عملى نگردد، چه بسا اثر معکوس خواهد داشت. از این رو اسلام آداب خاصى را براى امر به معروف و نهى از منکر در نظر گرفته است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1_ حُسن برخورد:

قرآن مجید خطاب به پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: «اى پیغمبر! به بندگانم بگو که با مردم با نیکوترین وجه صحبت نمایند».(4) خداوند از حضرت موسى (ع) مى خواهد با فرعونى که ادعاى خدایى دارد با نرمى و ملاطفت تکلم کند و به ایشان بگوید: آیا میل دارى که پاکیزه شوی؟ آیا مى خواهى تو را به راه خداوند هدایت کنم تا به درگاه او خاشع شوی؟(5)

هرگز نمى توان با خشم و خشونت، جوانى را از گناه باز داشت. روح جوان بسیار آسیب پذیر است و در برابر برخورد قهر آمیز و اکنش نشان مى دهد، از این رو باید مواظب بود تا لطمه اى به شخصیت افراد وارد نشود. استفاده از جملاتى مانند «این عمل در شأن شما نیست» و «شأن شما بالاتر از این ها است»، «شما سرمایه هاى این مملکت هستید و جامعه و تاریخ به شما امید دارد» بسیار مؤثر است. امام خمینى در این باره مى گوید:‌ سزاوار است آمر به معروف و ناهى از منکر،‌ در امر و نهى خود و مراتب انکارش، چون طبیبى دلسوز و پدرى مهربان که مصلحت مرتکب را رعایت مى کند باشد و انکارش بر او خصوصاً و بر امت عموماً لطف و رحمت باشد.(6)

2_ جلب اعتماد:

‌امر به معروف و نهى از منکر در صورتى با موفقیت انجام مى گیرد که اعتماد طرف مقابل جلب شود. بدون جلب اعتماد نمى توان در شخصى نفوذ کرد، از این رو امام علی(ع) مى فرماید:‌ «دل هاى مردم وحشى است، پس هر کسى بتواند با آن ها الفت برقرار کند، به او روى خواهند آورد». (7) براى این کار باید به خطاکار شخصیت داد و از به کار بردن الفاظ تحقیر آمیز خوددارى کرد.

3_ در نظر گرفتن وضع روحى و روانی:

در اجراى صحیح امر به معروف و نهى از منکر باید شرایط مخاطب را در نظر گرفت. اگر عصبانى است نمى توان نصیحت کرد. امام علی(ع) مى فرماید:‌«براى دل هاى آدمیان، علاقه و اقبال و گاهى تنفر و ادبار است. هنگامى که مى خواهید کارى را انجام دهید از طریق علاقة‌اشخاص وارد شوید زیرا هنگامى که کسى را مجبور بر کارى کنید نابینا مى شود».(8) یعنى خود را به کورى و کرى مى زند.

4_ محترم شمردن عقاید افراد:

‌دختر خانمى که لباس مبتذل پوشیده و یا جوانى که سر و وضع خاصى دارد،‌ این ها را ارزش تلقى مى کند و نشانة شخصیت مى داند. اگر چه از دید ما این نظریه باطل است اما باید توجه داشت که توهین کردن به عقیده و نظر آن ها توهین به همة وجودشان خواهد بود. از این رو اسلام به مسلمانان دستور مى دهد که از توهین کردن به بت پرست ها خوددارى کنند.(9)

پی نوشت ها :

1 . ‌بحارالانوار، ج 2، ص 30.

2 . ‌همان، ج 24 ، ص 151.

3 . ‌همان، ج 78، ص 348.

4 . اسراء (17) آیة‌53.

5 . نازعات، آیة 18 و 19.

6 . تحریر الوسیله، ج1، ص 481.

7 .  نهج البلاغه،‌ قصار 47.

8 .  نهج البلاغه، قصار 193.

9 .  انعام( 6) آیة 108.

 

 

 

پرسش15:

چگونه برنامه ریزی کنیم؟ برای یک فرد پشت کنکوری چند ساعت درس خواندن در روز کافی است؟

پاسخ:

در ابتدای سخن لازم است بگوییم فردی در زندگی نیاز به برنامه ریزی دارد که اوّلاً کار و فعالیت در خوری دارد. ثانیاً برای کار خود ارزش و اهیمت قائل است،‌ ثالثاً میل دارد هر کاری به نحو احسن و به شکل شایسته ای انجام شود. امروزه این دیگر یک شعار نیست بلکه یک حقیقت است که «هیچ موفقیتی بدون یک برنامه ریزی درست متصور نیست».

منظور از برنامه ریزی، اختصاص ساعت یا ساعاتی از عمر به کاری خاص است، به طوری که هم کارها در وقت خود و طبق زمان بندی قبلی به انجام رسد و چیزی از آن باقی نماند. در نتیجه هر برنامه ریزی مفید و کاملی مستلزم چندین کار است که به ترتیب در ذیل خواهیم آورد:

1ـ هم اکنون کاغذ و قلمی بردارید و فهرستی از کارهای خود را که در فهرست‌های زیر آمده تهیه کنید:

الف) فهرستی از همه کارهای تان که قرار بوده انجام دهید و نداده اید: باید چه کاری را شروع می کردید؟ چه پیشنهادی ارائه می دادید؟ تماس هایی که باید می‌گرفتید؟ معلمی که می خواستید با او در مورد مشکل درسی تان صحبت کنید و چیزهایی از این قبیل. سعی کنید دست کم یک صفحه از این برنامه های انجام نشده را تهیه کنید.

ب) حال فهرستی از کارهایی که باید در منزل انجام دهید تهیه کنید: کارهای مربوط به منزل که بر عهدة شما است و باید آن ها را انجام دهید و شما یا آن ها را عقب می اندازید یا از انجام آن‌ها ناخشنود هستید. سطل زباله‌ای که هر روز باید دم در بگذارید، کفش هایی که باید برای تعمیر به کفاشی ببرید، جورابی که هر روز می‌گویید اگر وقت کنم می شویم و ... .

ج) فهرستی هم از کارهایی که در حوزة روابط شخصی دارید بردارید: نامه ها، قرار ملاقات ها، تماس های تلفنی، ‌مهمانی ها، دیدار مجدد همشاگردی ها و در نهایت کارهایی که توقع دارید کسی دیگر آن ها را به جای شما انجام دهد.

د) لیستی از کارهای روزمره بردارید: خواب،‌ غذا، تماشای تلویزیون، مطالعه، ورزش و ... .

ه‍) و بالاخره سیاهه ای از کارهایی که قرار است به امید خدا روزی انجام دهید: شرکت در یک کلاس هنری، یادگیری یک زبان خارجی، رفتن به یک باشگاه ورزشی، ترک کردن عادت بدی که بارها خواسته‌اید ترکش کنید، برنامه ای که بارها خواسته‌اید برای کارهایتان بنویسید و ... .[1]

تأکید می کنیم که اکنون این فهرست ها را تهیه کنید. نگران این حجم کار که تهیه می شود نباشید که چگونه و با کدام توان و وقت، انجامش خواهید داد، چون در مورد آن بعداً سخن خواهیم گفت.

2ـ شرط اساسی برای برنامه ریزی، اوّل اراده و تصمیم است؛ دوم یک تعهد قلبی و وجدانی با خویش. به دور و بر خود نگاه کنید، عدة زیادی از مردم هستند که شما آن‌ها را می شناسید و به راحتی می توانید در یکی از دو دستة موفق یا ناموفقشان قرار دهید. هیچ وقت فکر کرده اید که چرا اکثر مردم ناموفق هستند و فقط بعضی میان این همه آدم به مقصد رسیده اند؟

نمی گوییم در همه، ولی حداقل در بسیاری از مردم رمز عدم موفقیت این است: چیزی را که می خواهند،‌ با جدیت و قدرت دنبال نمی کنند. به هر دلیل ممکن بهانه می تراشند و کار خود را عقب می اندازند. یا اگر در پی آن می روند، از راهش نمی‌روند. بدون برنامه و بدن شناخت راه اقدام می کنند که نتیجه آن معلوم است.

عدة دیگری هستند که برای رسیدن به یک هدف،‌ کارهای ریز و درشت زیادی را پایمال می کنند، گویی آن ها اصلاً وجود ندارند،‌ در نتیجه وقتی به هدف می رسند، آن را که می خواستند دارند و بسیاری چیزها را که مردم ناموفق دارند،‌ ندارند.

دوستی داشتم که با هم کار می کردیم، با این فرق که هرگز وقت درستی برای صبحانه و ناهار خود نداشت. اگر وقت می کرد، غذا می خورد و اگر وقت نمی کرد، نمی خورد.

به قول خودش یک وعده برای او کافی بود. نتیجه اش این شد که بعد از چند سال ظاهراً رفاه کامل زندگی و ماشین و خانه و ویلا دارد، ولی نصف معده اش را به خاطر زخم معده در جراحی بریدند و الان از خوردن بسیاری چیزها محروم است.

عده ای دیگر هستند که تلاش می کنند و عرق می ریزند، ولی به جایی نمی رسند. علتش این است که هیچ وقت به آیندة کارشان فکر نمی کنند. به طور مثال اگر کسی امروز پس از کلی زحمت و تلاش،‌ استاد سفیدگری یا ساخت ظروف مسی یا سنگی شود، مسلّماً از شغل خود برای تأمین هزینه های زندگیش نمی تواند کمک بگیرد، چون فصل این نوع کارها گذشته است و جز معدودی، دیگر کسی از این ظرف ها استفاده نمی کند.[2]

هر کاری باید با توجه به آینده اش مورد پیگیری قرار گیرد، مثلاً شما باید ببینید از دانشگاه رفتن چه مقصودی دارید و آیا پس از اتمام تحصیل به چیزی که می خواهید می رسید؟

پس از این آینده نگری و در نظر داشتن دورنمای حداقل ده ساله، باید با منطق و شیوه ای درست، ‌تلاش کنید تا به مقصود برسید و این جا است که آن تعهد قلبی و و‌جدانی به کارتان می آید.

اصولاً وقتی با خود این گونه رفتاری در پیش می گیریم، در آستانه زندگی جدیدی واقع شده ایم و تا وقتی به این مهم نرسیده ایم، تنها به بخشی از توانایی های خود دست یافته ایم. این یک تصمیم و انتخاب است و شما به حکم انسان بودنتان حق این انتخاب را دارید!![3]

3ـ برنامه ریزی. فهرست ها را جلوی خود قرار دهید. همیشه در یک برنامه ریزی موردی وجود دارد که ذهن ما را فوق العاده به خود مشغول کرده و مثلاً قبولی در کنکور. کارهایی هم وجود دارند که ناگزیر از انجام آن هاییم. بعضی کارها هم در حقیقت نیاز به زمان و استمرار دارند مثلا کلاس های هنری و زبان. این ها مسلّماً‌ از جهت اولویت در یک جایگاه قرار ندارند. بنابراین ابتدا از میان فهرست های خود، محور برنامه، کارهای اجباری و کارهای مربوط به آینده را جدا کنید و سعی نمایید در طول روز یا هفته وقتی برای آن ها در نظر بگیرید.

اشتباه بعضی این است که گمان می کنند حالا که قرار است درس بخوانند، دیگر هیچ کاری نباید انجام دهد. برنامه های این قبیل افراد، خشک، بدون انعطاف،‌ و بدون در نظر گرفتن نیازهای دیگر زندگی است. به طوری که آدم به این توهم می افتد که آن را برای یک آدم آهنی طراحی کرده اند.

سعی کنید در برنامة‌خود آدمی معقول و منطقی باشید. به جای این که خود را از همه چیز محروم کنید،‌سعی نمایید از وقت هایتان به گونة صحیح استفاده کنید.

4ـ یک شبانه روز 24 ساعت بیشتر نیست و شما در طول این مدت به 6 تا 8 ساعت خواب نیاز دارید. سعی نکنید از خوابتان کم کنید تا وقتی بیشتری را جهت تحصیل ذخیره کنید، چون در این صورت خستگی ناشی از کم خوابی را در طول ساعات روز پخش می کنید و توان فکری و جسمی خود را تا حد زیادی کاهش می‌دهید.

خوب است خواب شما بین ساعات 11 شب تا 6 صبح باشد.

5ـ وقت صبحانه، ناهار و شام را جدا کنید. نوعاً در خانه ها ساعت صرف غذا مشخص است. اگر چنین نیست، شعی کنید وقت مناسبی برای این کار در نظر بگیرید.

یادتان باشد با عجله غذا نخورید. نه پر بخورید و نه کم و سعی کنید پیش از سیری کامل دست از غذا بردارید. هرگز بلافاصله بعد از غذا مشغول مطالعه نشوید. به همین لحاظ حدود یک سوم زمان صرف غذا را به استراحت بگذرانید، مثلاً اگر صرف غذا 45 دقیقه طول می کشد، 15 دقیقه استراحت کنید. در این مدت به فرایند گوارش و هضم غذا فکر کنید. این کار سبب می شود هم از غذا لذت ببرید و هم به هضم آن کمک کنید.

اگر در خلال روز احساس گرسنگی کردید، بلافاصله مطالعه را قطع کنید و چیزی بخورید، ولی هرگز در اثنای مطالعه چیزی نخورید مثلا آدامس، پسته،‌ تخمه و ...). این توصیه ها را جدی بگیرید.

6ـ در طول روز وقتی هم برای عبادات واجب و مقدمات آن مثل طهارت و وضوع نیاز دارید. با شنیدن صدای اذان، طهارت و وضو کنید، حتی مسواک بزنید. لباس راحت و تمیز بپوشید و مشغول نماز شوید. اگر مسجد نزدیک خانة شما است، به مسجد بروید. سعی کنید آرامش حاصل از نماز را در سایر لحظات خود گسترش دهید. نماز را جدی بگیرید و از آن استفاده کنید. متأسفانه در این نامه مجال پرداختن به خصوصیات نماز و نقش آن در زندگی نیست، ولی می توانید طی نامه ای دیگر آن را خواستار شوید. بین 1 تا 5/1 ساعت نیز صرف این امور خواهید کرد.

7ـ همیشه در طول روز کارهایی برای انجام دادن وجود دارد: تماشای یک سریال یا یک مسابقه فوتبال (به شرط این که عادت به تماشای همه سریال ها یا مسابقات نداشته باشید)، خرید نان، میوه، سبزی و ...، بردن برادر یا خواهر کوچکتر به مدرسه یا مهد کودک و ... . هم در زندگی کارهایی از این قبیل دارند. این کارها را از برنامة‌ خود حذف نکیند. زمان آن ها را معیّن کنید و به نحو احسن انجامشان دهید. آن ها داخل زندگی شما و جزء آن هستند، پس با حذف آن ها زندگی تان را ناقص نکنید.

فایده دیگری هم در این برنامه ها وجود دارد، مثلاً راه میان خانه تا مدرسه و ... فرصت خوبی برای تکرار لغات زبان انگلیسی یا حفظ کردن یک شعر یا مرور مطالب درسی در ذهن است. این فرصت ها را از دست ندهید.

8ـ ممکن است مشغول رفتن به کلاس کامپیوتر یا یک باشگاه ورزشی باشید. خوب است در این کارها افراط نکنید، ولی آن ها را تعطیل نیز نکنید.

برای آغاز یک کلاس جدید با احتیاط و طبق برنامه عمل کنید، آن هم اگر وقت اضافی برای این کار داشتید، ولی اگر از قبل به کاری مبادرت کرده اید، آن را تعطیل نکنید. کمی نظم و ترتیب را در آن دخیل کنید.

9ـ حال وقتش رسیده که روی ساعت های باقیماندة روزتان تمرکز کنید و آن ها را به درس اختصاص دهید. چون قصد شرکت در کنکور را دارید، لازم است مطابق شرایط آن برنامه ریزی کنید. امتحان کنکور سراسری در دو بخش عمومی و اختصاصی برگزار می گردد. دروس عمومی عبارتند از: ادبیات فارسی، ادبیات عربی، زبان انگلیسی و بینش اسلامی.

برنامه شما باید به نحوی باشد که در هر چهار درس فوق بالاترین درصد را احراز کنید.

امتحان کنکور یک رقابت علمی ساده[4] است که هر کس در آن دارای درصد بیشتری باشد، موفق‌تر است. پس کار اساسی شما این است که در این رقابت ح

/ 0 نظر / 54 بازدید