پرسش و پاسخ مشاوره مشکلات اجتماعی1

هر یک از زن و مرد با نقصى و نیازى که به طرف مقابل دارند تنها در صورتى به سکون مى‏رسند که ازدواج محقق شود. در غیر این صورت هیچ گاه نقص و نیاز بر طرف نخواهد شد، نیز فشارى که از ناحیه نیاز جسمی و روحى احساس مى‏کنند، بر طرف نشده و آن‏ها را دچار تشویش و اضطراب مى‏کند، تنها در صورت به هم پیوستن زوجین و بر طرف نمودن نیاز جسمى و روانى همدیگر است که به آرامش دست مى‏یابند، خواه مؤمن باشند یا کافر.

 اما از نگاه دیگر تنها با یاد خداوند است که انسان به آرامش برتر و اطمینان قلب دست مى‏یابد. بر این اساس ازدواج بر مبناى دینى و اسلامى معنایى دیگرى مى‏یابد. در این نگاه ازدواج صرفاً ارضاى غریزه جنسى نیست، انسان مى‏تواند در این جا از نیاز خود به جنس مقابل، متوجه نیازمندى خویش شده و از دام خود خواهی و خودپرستى نجات یابد و در قدم بالاتر متوجه موجود بى نیاز مطلق شود، یعنى کسى که انسان را موجود نیازمند قرار داد تا مغرور به خویشتن نشود، انسانى که نیازمند به موجودى مانند خود است و تنها در وصال و رسیدن به او مى‏تواند، به سکون و آرامش دست یابد، چگونه به موجود بى نیاز مطلق که همه چیز از او است، نیازمند نباشد؟! در این منظر که ذکر و یاد خدا را به همراه دارد، به آرامش برترین یعنى اطمینان قلب دست مى‏یابد. سکون و آرامش در ازدواج از نگاهى دیگر نیز قابل بررسى است.

از آن جا که نیاز جنسى یکى از قوى‏ترین نیازهاى انسان است، مى‏توان با ازدواج موفق این غریزه سرکش را مهار و کنترل کرد، اگر انسان ازدواج نکند، دچار تشویش خاطر مى‏شود، در نتیجه تعادل رفتارى خود را از دست خواهد داد، نتیجه عدم تعادل، اضطراب و نبود آرامش است یکى از مهم‏ترین عوامل ناآرامى در جوان، نداشتن همسر است. وجود همسر سازگار مهم‏ترین عامل آرامش بخش است، البته براى کاهش و فرو نشاندن شهوات راه هایى وجود دارد، از جمله روزه گرفتن و پرهیز از غذاهاى مقوى و شهوت انگیز، ولى این راه‏ها موقتى است و انسان را به آرمش کامل نمى‏رسانند هم چنین تنها ارضاى شهوت به انسان آرامش نمى‏بخشد، بلکه همسر نوعى دوست و همدم است، پس آرامش بخشى او چند برابر و دو سویه است. (2)

راز دیگر آرام بخشى ازدواج در این است که موجب تقویت جنبه‏ه اى روحى و روانى است، بهبود وضع روحى و روانى به آرامش فرد منجر مى‏شود. آرامش بخشى همسر در روان‏شناسى و تجربه به اثبات رسیده است، ساپنیگتون مى‏گوید: افراد متأهل از لحاظ روانى و جسمانى نسبت به افراد مجرد کارکرد بهترى دارند، احتمالاً به خاطر حمایت دوجانبه‏اى که در ازدواج به چشم مى‏خورد. (3) محیط گرم و روح افزاى خانواده، امنیت خاطر افراد را بیشتر مى‏کند و تکیه گاه مطمئنى براى ایجاد آرامش خواهد بود. نکته دیگر آن است که ازدواج موفق، ایجاد دوستى و رابطه عمیق عاطفى بین زن و شوهر است. هر انسانى در طول زندگى خود به همدم و همراز و محرم اسرار نیازمند است، محرمى که بتواند نزدیک فرد بوده و در طول زندگى همراهى اش کند و هنگام اضطراب و گرفتارى‏ها آرامش بخش او باشد. این مهم فقط از ناحیه همسرى مهربان و دلسوز تامین مى‏شود، اگر چه دوستان نیز مى‏توانند چنین اثرى را داشته باشند، اما همسر فداکار نزدیک‏ترین فرد به انسان است. نمونه چنین ایثارگرى‏ها را فقط میان زن و شوهر مى‏توان دید. همچنین مردان به طور مستقیم در جامعه با ناملایمات کارى و مشاغل سخت روبرو هستند، از این جهت مى‏طلبد هنگام بازگشت به خانه با کانون گرم و عاطفه‏مندى روبرو شوند که بیش از هر چیزى آرامش بخش باشد، نیاز به امنیت خاطر، احتیاج به معاشرت، نیاز به درد دل، به تشویق و تمجید نیز مقبولیت و جلب توجه، نیاز به محبت، اگر به درستى و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، (افراط و تفریط) زیان‏هاى فراوانى را در زندگى فردى و اجتماعى پدید مى‏آورند، محبت کردن و محبت دیدن، تعادل روانى زن و مرد را فراهم مى‏سازد.

نکته آخر: ازدواج منشأ حفظ و نگه دارى شخص از انحرافات و بزهکارى‏هایى است که مى‏تواند در دوران عزبگى به سراغ او آید. زندگى در حال تجرد با خطرات ناخواسته‏اى همراه مى‏شود. کشیده شدن به سمت انحرافات اخلاقى، نتیجه مجرد زیستن است، زیرا مجرد چون آرامش نخواهد داشت هیچ گونه مسئولیتى را نسبت به خود و دیگران احساس نخواهد کرد، همین مسئله موجب مى‏شود فعالیت و انرژى خود را در مسائل انحرافى صرف کند، به همین دلیل است که پیامبر گرامى (ص) فرمود: «عزب‏ها (افراد مجرد) برادران شیاطین هستند». (4)

نقش آرامش بخشى ازدواج که در یک کلمه »لتسکنوا«(سوره روم آیه 21) آورده شده است، در عمل دیده مى‏شود، متأهلان کمتر به ناسازگارى‏هاى اجتماعى و بیمارى‏هاى روانى، از جمله خودکشى و انحرافات جنسى دچارند، در صورتى که بین مجردان فراوان‏تر است. (5)  منابع مختلفى در این زمینه وجود دارد که به بعضى از آن اشاره مى‏شود:

1 - ازدواج، دکتر پاک نژاد.

2 - اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، (ج 2)، نوشته دکتر پاک نژاد

3 - بهداشت ازدواج، دکتر صفدر صانعى

4 - همسران برتر، دکتر غلام رضا افروز

5ـ جوان و آرامش روان به کوشش علی نقی فقیهی.

پی نوشت ها:

1 - روم (30) آیه 21.

2 - جوان و آرامش روان، به کوشش على نقى فقیهى، ص 135.

3 - همان، ص 136.

4 – بحارالانوار، ج 100، ص 221.

5 - شهید پاک نژاد، اولین دا نشگاه و آخرین پیامبر، ج21، ص 79.

 

 

پرسش2:

نظر اسلام در خصوص روابط دختر و پسر چیست و چه ایرادی دارد انسان دوستی از جنس مخالف داشته باشد؟

پاسخ:

در پرسش دو مطلب مورد سؤال قرار گرفته است:‌

1ـ حکم شرعى روابط دختر و پسر.

2ـ اگر روابط دختر و پسر ایراد شرعی دارد، دلیل و حکمت آن چیست؟

الف) بیان حکم شرعی: صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آن ها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى باشد، اگر چه بانگاه کردن یا صحبت التذاذى همراه نباشد.

براى تنبیه و بیدارى به چند حدیث اکتفا مى‏کنیم:

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «الشهوات سموم قاتلات؛(1) شهوت‏ها و خواهش‏هاى نفسانى زهرهاى کشنده‏اند» و نیز فرمود: «طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات؛ نفس خود را از پلیدى شهوت رانى پاک سازید تا به درجه‏ هاى بلند آخرت دست یابید».(2)

قال رسول اللَّه(ص): «جاهدوا انفسکم على شهواتکم تحلّ قلوبکم الحکمة؛(3) با شهوت تان مبارزه کنید تا حکمت در دل‏هاى شما وارد گردد».

یکى از نصیحت‏هاى ابلیس به حضرت موسى(ع) این بود: «لا تخل بامرأة ولا تخل بک فانه لا یخلو رجل بامرأة و لا تخلو به الا کنت صاحبه دون اصحابى؛(4) هیچ وقت با زنى خلوت نکن و (نگذار) زنى با تو خلوت کند، زیرا هر گاه مردى با زنى خلوت مى‏کند، من در کنار آن دو هستم (و آنان را وسوسه مى‏کنم).

در روایات دیگر به این تعبیرها آمده که: خلوت کردن با زنان قلب را فاسد مى‏کند.(5) علاقه به زنان از فتنه ‏ها و شمشیر شیطان است.(6) زیاد صحبت کردن با زنان قلب را مى‏میراند.(7)

ب) روابط آزاد دختر و پسر، به اقتضاى غرایز خدادادی، تمایلات و روابط جنسى و آثار آن را به دنبال دارد. نظریات روانکاوى از جمله نظریة «هورنای» بر این حقیقت تأکید می کند: «در اجتماعاتى که روابط جنسى آزاد است، بسیارى از احتیاجات روانی،‌ شکل تمایلات جنسى پیدا مى کند و به صورت عطش جنسى در مى آید».

نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: «هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند».

این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:

«ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم».

اگر اسلام روابط آزاد دختر و پسر را منع نموده، به خاطر آثارى است که این گونه روابط به دنبال دارد. در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پیدا شده اشاره مى کنیم:

1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع: تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.

2ـ آبستنى هاى ناخواسته: آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: «بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است».

3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین:

متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند،‌ اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.

به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است،‌ در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.

4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی: افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی،‌ باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند.

 

آندره میشل مى گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.

روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:

«مادر این بچه – که مادام بهانة پدر مى کند – براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.

این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.

5ـ روسپیگری: پدیدة شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.

6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی: روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در امریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.

آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.

به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را حرام و ممنوع ساخته است.

آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:

1ـ جامعه شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.

2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.

3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.

پى نوشت‏ها:

1. غررالحکم، ج 1، ص 30.

2. همان، ج 2، ص 472.

3. مجموعه ورام، ج 2، ص 122.

4. بحارالانوار، ج 69، ص 197.

5. بحارالانوار، ج 1، ص 203.

6. همان، ج 2، ص 107.

7. همان، ص 128.

 

 

پرسش3:

نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج   چیست؟

پاسخ:

برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند اما باید بگوییم که عشق واقعی و علاقه مندی حقیقی بین دو جنس ، زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خود با یکدیگر را به سادگی تزلزل پذیر ندانند؛ از سوی دیگر هر یک برای جلب نظر دیگری دست به رفتار نمایشی نزنند.  در آشنایی های پیش از ازدواج این مسئله بسیار دیده می شود. امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است. در غرب ظلم آشکاری به جنس زن می شود، زیرا زنان پیش از این که به سن قانونی و شرعی برای برقراری روابطشان با جنس مخالف برسند، مورد بهره برداری جنسی مرد قرار می گیرند و در بسیاری مواقع پس از آن ، مطرود می شوند. (1) دوستی های قبل از ازدواج که به عشق معروف است، عامل تعیین کنندة ازدواج نیست ، زیرا ازدواج نوعی مشارکت در یک اجتماع کوچک (خانواده) است که در آن دو انسان می باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملی داشته باشند. پس آن چه عامل تعیین کننده است، همتایی و هم کفو بودن زن و مرد است. در صورتی که در انتخاب همسر، همگونی مراعات شود، نیازی به برقراری روابط صمیمانه پیش از ازدواج نخواهد بود، بلکه باید تأکید کنیم که چنین روابطی می تواند بیش از آن که مفید باشد، مضر و تهدید کنندة نهاد خانواده در جامعه به شمار آید. با نگا  هی به آمار می توان دید که آمار طلاق بین کسانی که قبل از ازدواج ارتباط های دوستانه داشته اند بالاتر است. از طرفی آشنایی و ارتباط دختر و پسر در محیط اجتماع ، بیش تر از آن که معرفت ساز باشد، فروزندة هوس ها و معرفت سوز است. عمدتاً دیده می شود فرد آن گونه که هست، خود را نشان نمی دهد یا به سبب محبت و عشقی که ایجاد شده، نمی تواند عیوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضیه را بسنجد . بیشتر رفتارها در آشنایی های خیابانی به شکل های تصنعی ابراز می شود.

البته قبول داریم اگر شناخت صحیحی در ازدواج باشد، آمار جدایی کم می شود، ولی چه بسا ازدواج هایی که در اقوام نزدیک انجام می شود و با آن که دو طرف از کودکی همدیگر را می شناختند، ولی بعد از ازدواج فهمیدند به درد هم نمی خورند. این ها همه گواه آن است که ارتباطات قبلی نمی تواند مشکل شناخت را حل کند، بلکه مشکل شناخت، بیش تر به آفات شناخت برمی گردد که در رأس آن ها تعلق قلبی پیدا کردن به طرف مقابل است.(2)

بهترین راه آن است که دو طرف با اطلاع خانواده و با مشورت از آنها، از همدیگر شناخت پیدا کنند. شناخت پیدا کردن لزوماً به این معنا نیست که روابط دوستانة خیابانی برقرار کنند که در بسیاری از مواقع ، هدف اصلی که شناخت باشد، نه تنها تأمین نمی شود، بلکه چه بسا شناخت کاذبی به وجود می آید که آثار آن در آینده وقتی ازدواج صورت گرفت، ظاهر می شود.

در بسیاری از مواقع ، شناخت شخصیت واقعی و رفتارها و ویژگی ها از طرف دوستان، فامیل ها خانواده ، محیط کار و... به دست می آید.

به همین خاطر ازدواج هایی که از این طریق ها صورت گرفته، کمتر به جدایی ختم شده است.

در مورد نظر اسلام باید گفت: با توجه به اهمیت ازدواج و نقش آن در سرنوشت انسان، اسلام زوجین را به بصیرت و شناخت دقیق فرا خوانده است. هرگز اسلام راضی نیست دختر و پسر بی گدار به آب زنند و چشم بسته عمل نمایند. هر عقل سلیمی حکم می کند دو نفری که یک عمر با هم زندگی می کنند، پیش از ازدواج کاملاً یکدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند. در روایات معصومین به این مسئله توجه شده است .

شخصی در زمان پیامبر (ص) زنی را خواستگاری کرد اما گویا او را خوب ندیده بود. حضرت فرمود :

« اگر او را دیده بودی، امید سازش و تفاهم بیش تر و زندگی تان با دوام تر بود».(3) حتی در روایتی امام صادق (ع) فرمود: «اگرکسی قصد سوء استفاده نداشته باشد، می تواند به گیسوان و زیبایی های (ظاهری) زن نگاه کند».(4)

براین اساس فقها فرموده اند:  هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط ذیل به منظور تحقیق ببینند:

1 – نگاه به قصد لذت نباشد؛

2 – ازدواج بستگی به این نگاه باشد؛

3 – مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد.(5)

البته بعضی از فقها نگاه را به صورت و دست ها منحصر کرده اند.(6) بنابراین دختر و پسر پیش از ازدواج می توانند به صورت غیر مستقیم از طریق نامه یا واسطه و معرّف و به صورت مستقیم به گفتگو و دیدن ( با نظارت والدین و بزرگ ترها که در جریان امر قرار دارند) همدیگر را بشناسند، به شرط آن که حدود اسلامی رعایت شود.

پی نوشت ها :

1 – علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر درایران ، ص 109.

2 – مجموعه مقالات هم اندیشی، ج2، ص 489.

3 – وسائل الشیعه، ج14، ص 61.

4 – همان، ص 60.

5 – سید مسعود معصومی، احکام روابط زن و مرد، ص 187.

6 – همان، ص 188.

 

 

پرسش4:

استخاره در مورد ازدواج با توجه به این که گاهی خوب می آید و گاهی بد وظیفة من در مورد آن چیست؟

پاسخ:

استخاره به معنای طلب خیر است؛ یعنی انسان از خداوند بخواهد که او را به نیکی و خیر برساند. کلمة استخاره بعد ها به تفأل بر قرآن و انجام با تسبیح یا به نحو دیگر (استخاره ذات الرقاع) مصطلح شده است. مردم از استخاره عمل تفأل را می فهمند و متأسفانه بسیاری از ایشان نمی دانند که استخاره چیست و در چه مواقعی می بایست استخاره کرد! آیا اگر حکم استخاره خوب یا بد آمد، اینحکم الزام آور است یا خیر؟ یعنی اگر کسی علیه نتیجة استخاره عمل کرد باید منتظر عواقب آن باشد یا آن که عواقبی در پی نخواهد داشت؟

خداوند انسان را عاقل آفرید که با کمک عقل بتواند از گمراهی و ظلمت نجات پیدا کند. عقل در تمام ابعاد زندگی چون چراغ هدایتی است که نورافشانی کرده و جهالت را از بین می برد.

بنابراین می بایست در هنگام تصمیم بر هر کاری ابتدا عقل خود را حاکم کرده و از آن نظر بخواهد، مثلاً برای ازدواج، عقل می گوید: فردی را برای همسری برگزین که دارای اصالت خانوادگی بوده و از اخلاق و ایمان برخوردار باشد.

فهم این موضوع همگانی است. کیست که نداند؟ پس اگر پسری عاشق دختری شد یا بر عکس و این عشق او را کور کرد و عقل فراموش شد، پس از آن که عطش عشق فرو نشست، دیگر جلوه ای از عقلانیت دراین زندگی دیده نمی شود و زندگی دستخوش حوادث و پیامدهای ناگوار خواهد شد. استخاره همیشه بعد از تحقیق و استشاره (مشورت) است. حال اگر بعد از مشورت نیز عقل راه به جایی نبرد و هنوز زاویه هایی وجود دارد که ناشناخته مانده است، در این صورت برای اطمینان خاطر و نجات از سردرگمی، به شخص عالمی مراجعه کرده و از او می خواهند که به قرآن تفأل زند تا با راهنمایی این کتاب آسمانی، از حیرت و اضطراب بیرون آید.

مشورت نیز می تواند تأثیر بسیاری در رفع اضطراب و شک بگذارد. قرآن می فرماید: «و شاور هم  فی الأمر؛ ای پیامبر! در کارها با آنان مشورت کن».(1)

بنابراین استخاره در امر ازدواج همواره باید بعد از تحقیق و تفحص از اخلاق و تدین طرف مقابل و پس از مشورت با کسانی که صاحب نظر در این مسائل هستند، صورت بگیرد. بدیهی است اگر عقل و مشورت، شخص را مورد تأیید قرار داد، نیازی به استخاره نیست، ولی اگر جای تردید بود، می توان استخاره کرد.

پس از تحقیق و مشورت اگر نیاز به استخاره شد، یک نوبت بیشتر نباید استخاره کرد. با توجه به آنچه نوشته اید که «تحقیق کردم، دیدم هیچ مشکلی وجود ندارد» بنابراین نیازی به استخاره نیست و باید بر خدا توکّل کنید و اقدام نمایید. با دادن صدقه و توکّل بر خدا، بر خلاف استخاره عمل کردن به خواست خدا مشکلی به وجود نمی آورد.

پی نوشت ها:

  1 . آل عمران(3)   آیة 159.

 

پرسش5:

چه کنم اضطراب نداشته باشم؟

پاسخ:

هر فرد در طول‌ رشد خود خواه‌ نا خواه‌ با استرس‌های‌ زندگی‌ رو به‌ رو می‌شود مانمی‌ توانیم‌ تمام‌ استرس‌ها و فشارها را از زندگی‌ خود حذف‌ کنیم‌ زیرا زندگی‌ همراه‌ با استرس‌ و هیجانات‌ مختلف‌ است‌.(1)

آن‌ چه‌ می‌خواهیم‌ این‌ است‌ که‌ استرس‌های‌ منفی‌ را به‌ حد اقل‌ برسانیم‌. متداول‌ترین‌ واکنش‌های‌ استرس‌ منفی‌، احساس‌ گرفتگی‌ روی‌ قفسه‌ سینه‌، تشدید ضربان‌ قلب‌، تحریک‌ پذیری‌ و حساسیت‌ زیاد، دشواری‌ در به‌ خواب‌ رفتن‌، کمی‌ تمرکز، اختلاف‌ در کار کرد معده‌، گرفتگی‌ عضلات‌ گردن‌ و ناحیة‌ شانه‌ها؛ سردرد، خشکی‌ دهان‌، عرق‌ کردن‌ کف‌ ست‌، پشت‌ درد(درد کمر) و به‌ هم فشرده‌ شدن‌ آرواره‌ها می‌باشد(2)

برای‌ مقابله‌ با استرس‌ راه‌های‌ متفاوتی‌ وجود دارد، ولی‌ مهم‌ترین‌ و رایج‌ترین‌ آن‌ها روش‌ آرام‌ سازی‌ عضلانی‌ است‌ که‌ آن‌ را آسپرین‌ رفتاری‌ نیز نامیده‌اند.(3) در این‌ روش‌ قبل‌ از هر چیز باید ابتدا گروه‌ عضلات‌ مختلف‌ بدن‌ خود را منقبض‌ کنید (حدود 10 ثانیه‌) و سپس‌ به‌ تدریج‌ آن‌ گروه‌ عضله‌ راشل‌ و منبسط‌ نمایید (حدود 20 ثانیه‌) و در لحظه‌ انقباض‌ یا انبساط‌ فقط‌ و فقط‌ به‌ احساسی‌ که‌ در عضلاتتان‌ وجود دارد توجه‌ کنید و نه‌ چیز دیگری‌. البته‌ این‌ تمرین‌ را در مکان‌ راحتی‌ در یک‌ حالت‌ دراز کشیده‌ روی‌ زمین‌ و یا بروی‌ یک‌ صندلی‌ بزرگ‌ انجام‌ دهید با تکرار و تمرین‌ مهارت‌ بیش‌تری‌ به‌ دست‌ خواهید آورد. این‌ تمرین‌ نیاز به‌ یک‌ برنامه‌ مرتب‌ دارد و فرد باید روزانه‌ حد اقل‌ دو بار و هر روز آن‌ را انجام‌ دهد.(4)

روش دیگر روش ‌آرامش خلاّق است. این روش در پنج مرحله انجام می‌گیرد. در مرحلة‌ اول در جای راحتی دراز می کشید و چشمان خود را می‌بندید و آرام تنفس می کنید و هوا را به آرامی به ریه های خود می کشید و بعد آن را به بیرون بدمید در حالی که آرام تنفس می کنید صحنة خوشایندی را در ذهن خود تصویر کنید.

در این‌ حالت‌ روی‌ عضلات‌ پای‌ چپ‌ خود متمرکز شوید و آن‌ را منقبض‌ کنید برای‌ انجام‌ این‌ کار پنجه‌ پایتان‌ را به‌ سمت‌ رویة‌ زمین‌ امتداد دهید و به‌ هر شدت‌ که‌ می‌توانید آن‌ها را بکشید و تا سه‌ شماره‌ آن‌ها را به‌ همین‌ حالت‌ نگاه‌ دارید اکنون‌ پنجه‌ خود را رها کنید و بگذارید عضلات‌ پای‌ شما در حالت‌ راحت‌ قرار گیرند و این‌ تمرین‌ را در مورد عضلات‌ پا و ساق‌ پای‌ راست‌ و عضلات‌ دست‌ و بازو نیز تکرار کنید.(5)

راه‌ آسان‌تر در خنثی‌ کردن‌ استرس‌ آن‌ است‌ که‌: 1 ـ نفس‌ آرام‌ و عمیقی‌ بکشید. 2 ـ حدود سه‌ ثانیه‌ نفس‌ را در سینه‌ نگه‌ دارید. 3 ـ وقتی‌ به‌ آرامی‌ تمام‌ نفَس‌ خود را بیرون‌ می‌دمید موج‌ آرامشی‌ در بدن‌ خود ایجاد می‌کنید می‌توانید از سر خود شروع‌ و تا پاها ادامه‌ دهید.(6)

مطلب اساسى در خصوص اضطراب ، شناختن منشأ آن و سپس راه هاى برطرف نمودن آن است .

درباره منشأ اضطراب علل مختلفى را ذکر کرده اند، اما به طور عمده خاستگاه اضطراب به عدم خودباورى وعدم اطمینان به نفس برمى گردد. عدم اطمینان به نفس موجب مى شود انسان در هر عرصه اى فراروى خود، با اضطراب و تشویش همراه شود، و نتواند مسایل و مشکلات خود را برطرف نماید و با دغدغه و نگرانى زندگى کند.راه حل مشکلات اضطراب و نگرانى ، تقویت اعتماد به نفس و خودباورى است . از این طریق انسان به آرامش مى رسد و تزلزل و نگرانى او برطرف مى شود. اعتماد به نفس با اتکا به خداوند متعال و ایمان به او و استمداد از نیروى لایزال الهى ، به قدرت نفس و آرامش خاطر انسان مى انجامد. تقویت ایمان موجب خوشبینى و امیدوارى به آینده است و میزان اعتماد به نفس و خودباورى در انسان را به درجه اى مى رساند که هر مشکل و سختى را با تدبیر از میان برمى دارد. قرآن کریم ثبات و آرامش را از آن کسانى مى داند که قلبى سرشار از ایمان داشته باشند و با یاد خدا زندگى کنند.

پی نوشت ها:

1. دکتر غلامرضا گرشاسبی‌، همراز، ص‌62

2. دکتر دبورا برایت‌، آرامش‌ اخلاق‌، ترجمة‌ مهدی‌ قراچه‌ داغی‌ و زهره‌ فتوحی‌، ص‌26.

3. دکتر غلامرضا گرشاسبی‌، همان‌، ص‌91.

4. برای‌ اطلاع‌ پبیش‌تر کتاب‌ همراز اثر دکتر غلامرضا کرشاسبی‌ جهت‌ مطالعه‌ معرفی‌ می‌شود.

5. دکتر دبورا برایت‌، آرامش‌ خلاق‌، ص‌40 ـ 60 با تلخیص‌.

6. همان‌، ص‌73.

پرسش6:

در موقع سؤال یا امتحان، دست و پایم را گم می‌کنم، نمی‌توانم جواب دهم، راهنمایی‌ام کنید؟

پاسخ:

اصولاً هر امتحان و آزمونی، هیجان و اضطراب را دارا می باشد، زیرا به تلاش و کوشش نیاز دارد و در معرض آزمون قرار گرفتن و موفقیت در آن برای انسان سخت است ، از این رو فرایند ارزش یابی به هر صورت که باشد، چندان خوشایند نیست و چه بسا وجود مقدار کمی از اضطراب در دانش آموزان در مورد مدرسه و امتحان ضروری باشد اما اگر از حد اعتدال خارج شد، افت تحصیلی را در پی خواهد داشت، زیرا اضطراب، زمینة فراموشی های زودگذر و خطای ادراک را فراهم می کند. در این میان کودکان و نوجوانان کمرو بیش از دیگران دچار اضطراب می شوند.

برای غلبه بر اضطراب، هر یک از دانش آموزان و اولیا و مربیان، وظایف خاصی دارند که به مهم ترین آن ها اشاره می شود:

1ـ اولیا باید سطح انتظارات خود را با توان واقعی فرزندان هماهنگ و متناسب کنند. علاوه بر داشتن انتظارات معقولی از کودکان و نوجوانان، تشویق نقاط مثبت و توان مندی آن ها، تقویت اعتماد به نفس ایشان، فراهم ساختن آرامش خاطر و محیطی صمیمی، پرهیز از درگیری و بهانه جویی و قیل و قال ها، کاهش رفت و آمد خانوادگی در ایام امتحانات، اجتناب از رفتن به میهمانی و یا میهمانی دادن و حاکم کردن جوّ ملاطفت آمیز خانواده، در کاهش اضطراب دانش آموزان مؤثر است.

2ـ دانش آموزان می توانند با تسلط بر موضوع درس، آمادگی ذهنی و روانی بیشتری برای آزمون داشته باشند. در پژوهش ها و نیز تجربیات آموزشی، این امر به اثبات رسیده است که هر اندازه میزان احاطه و تسلط به دروس بیشتر باشد، به همان نسبت آرامش و اطمینان درونی فرد، فزونی می یابد.

3ـ نقش معلم در کاهش اضطراب دانش آموزان بسیار تعیین کننده است معلم مهربان با چهر ای گشاده، عوامل مخرّب و اضطراب زا را از جلسة امتحان دور می کند و نحوة آرام سازی خود در جلسة امتحان را از طریق یاد خدا و تلقین و اعتماد به نفس، به آنان می آموزاند و با چند جملة کوتاه و مسرّت بخش آرامش روانی را به دانش آموزان ارزانی می دارد. نحوة تهیه و تنظیم سؤالات امتحانی از جمله: طرح سؤالات خوانا و روشن و صریح و قابل فهم و متناسب با توان ذهنی دانش آموزان نقش قابل توجهی در کاهش اضطراب دارد.

4ـ از آن جا که در امتحان، هدف نوعی آموزش است، باید از تله گذاری برای مچ گیری اجتناب گردد. برخی از مراقبان در جلسه امتحان همانند پلیس در صدد دستگیر کردن دانش آموزان متقلب اند و این خود اضطراب را تشدید می کند.

5ـ گفتگو دربارة اضطراب، از شدت آن می کاهد. تشویق جوانان به گفتگو و مذاکره در مورد مشکلاتشان، موجب آرامش روحی آنان می شود.

6ـ مباحثة علمی، موجب تقویت یادگیری و نیز خودباوری می شود.

7ـ جوانان اگر بدانند که اطرافیان و والدینشان از آن ها می خواهند که نهایت تلاش خویش را به کار گیرند و نتیجه و نمرة تلاش در مرحلة دوم اهمیت قرار دارد، آرامش خاصی در خود احساس می کنند.

8ـ یاد خدا دل ها را آرامش می بخشد، چنان که قرآن مجید به این نکته تصریح کرده است.

9ـ تلقین به نفس نوعی فن خود آموختگی است. دانش آموز جوانی که از اضطراب درسی رنج می برد، می تواند شب هنگام این جمله را حداقل ده بار به خود تلقین کند: به یاری خدا، هر روز بیش از گذشته، احساس آرامش می کنم.

/ 0 نظر / 52 بازدید